غلامعلى صفايى
17
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
« بنونا بنو أبنائنا و بناتنا * بنو هنّ أبناء الرجّال الأباعد » « 1 » شاهد : در مبتدا بودن اسم مؤخّر « بنو أبنائنا » و خبر بودن اسم مقدّم « بنونا » است و اين تركيب هرچند به جهت تقديم خبر و تأخير مبتدا ، خلاف اصل است لكن به جهت رعايت معناى مراد و مورد نظر شاعر و وجود قرينهء معنوى ، واجب است اين گونه تركيب شود ؛ زيرا شاعر در مقام اين است كه بگويد فرزندان پسران ما ( بنو أبنائنا : نوههاى پسرى ما ) مانند خود فرزندان ما ( بنونا ) هستند و اين دو در حكم هم مىباشند پس « بنونا » مشبّه به و « بنو أبنائنا » مشبّه مىباشد ، و مىدانيم در مقام تشبيه همواره آن اسمى كه مشبّه مىباشد در جمله اسميّه ، مبتدا گذاشته مىشود ، بنابراين اصل عبارت اين گونه : « بنو أبنائنا كبنينا » بوده است و مجرور كه مشبّه به بوده بعد از حذف كاف تشبيه ، مرفوع شده و مقدّم بر مبتدا كه مشبّه بوده گشته است . يضعّف : اگر كسى بگويد اين شعر از باب تشبيه معكوس و مقلوب است كه در اين نوع تشبيه براى رساندن مبالغه ، جاى مشبّه با مشبّه به عوض مىشود و آنكه اصل و قوى در دارا بودن وجه شبه است و بايد مشبّه به باشد مثل « أسد » در جملهء « الأسد كزيد » و آنكه ضعيف در داشتن وجه شبه است و بايد مشبّه باشد مثل « زيد » جاى آن دو عوض مىشود و مشبّه ، مشبّه به قرار داده مىشود و مشبّه به در جاى مشبّه گذاشته مىشود ، لذا « أسد » تشبيه به « زيد » مىگردد و اين كار براى بيان مبالغهء وجود وجه شبه در آن فرد ضعيف است به طورى كه متكلم ادعا مىكند كه بايد او را مشبّه به قرار داد و متكلم كلام را طبق اين مبالغه - به خلاف تشبيه مستوى كه هركدام از اجزاى تشبيه در جاى خود قرار دارند و به عنوان مثال گفته مىشود : « زيد كالأسد » - بيان مىكند و مىگويد : « الأسد كزيد » تا بفهماند كه « زيد » در شجاعت چنان است كه « أسد » تشبيه به او مىشود و در تشبيه معكوس اسم اوّل مبتدا و اسم دوّم خبر است و در شعر مىشود اين فرض را كرد كه تشبيه معكوس بوده و اسم اوّل « بنونا » مبتدا و اسم دوّم « بنو أبنا ئنا » خبر است و اين شعر شاهد براى تأخير مبتدا و تقديم خبر نمىباشد . و مراد شاعر اين است كه بگويد نوههاى پسرى ما از حيث
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 848 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 344 ، شرح ابن عقيل : 1 / 233 ، الإنصاف : 1 / 66 ، شرح ابن يعيش : 1 / 99 ، أوضح المسالك : 1 / 145 ، همع الهوامع : 1 / 102 ، شرح الاشموني : 1 / 210 ، التصريح على التوضيح : 1731 / ، الحدائق الندية : 112 .